بیرون آمدن از ایستگاه مترو لندن این روزها به معنای بمباران شدن با سیل رایگان از نمونه های نوشیدنی گرفته تا چند ماه عضویت رایگان در باشگاه بمباران می شود.
ما به نمونه های رایگان که توسط بازاریابان به ما داده می شوند عادت کرده ایم، حتی زمانی که (در مورد عضویت رایگان در باشگاه ورزشی) می دانیم که این عمل خیرخواهی هیچ ارتباطی با بهبود سلامت جامعه ندارد. هرکسي که سعي کرده پس از دادگاه عضویت در سالن بدنسازی رو لغو کنه دقیقا ميفهمد منظورم چيه هیچ سازمانی که به سلامت روانی و رفاه شما اهمیت می دهد، هنگام تلاش برای فسخ قرارداد، با شما چنین رفتار نمی کند!
اما با توجه به جنبه خوب بازاریابی، الگوهای مشابهی در صنعت نرم افزار وجود دارد: نسخه های نمایشی، حساب های آزمایشی، محصولات رایگان و «فریمیوم».
**** همه ما از این روش بازاریابی بهره مند هستیم - اما مهمتر از آن، ما می دانیم چه اتفاقی می افتد: من در ازای هدف تبلیغات شما از محصول شما به صورت رایگان استفاده می کنم و سپس وقتی بیش از حد مشخصی استفاده می کنم یا می خواهم ویژگی ها را فعال کنم، به شما پرداخت می کنم. در عوض، من پایگاه داده شما را با الگوهای استفاده خود غنی می کنم و اگر عاشق محصول شما شوم، احتمالاً با ارجاع شما به دوستانم فروش شما را افزایش می دهم.
همه اینها بازی عادلانه است. هیچ کس ادعا نمی کند نوع دوستی، هیچ زمینه اخلاقی بالاتر نیست. این فقط کسب و کار معاملاتی است.
با این حال همه چیز در دنیای منبع باز به همان اندازه ساده نیست. این واقعیت که بسیاری از فروشندگان شجاعانه عشق خود را به «جامعه» و «بازگرداندن» در نمایشگاه های تجاری ادعا می کنند، در حالی که هر بخش دیگری از کسب و کار آنها به اندازه فروشگاه همسایه برگر سودمحور است، به حداقل منافق است.
صادقانه بگویم من هیچ مشکلی در استفاده از منبع باز به عنوان راهی برای جذب کاربران بیشتر نرم افزار ندارم و اجازه می دهم قبل از خرید آن را آزمایش کنند. من حتی مشکل چندانی در بررسی BS بازاریابی که پشت انگیزه های نوع دوستی یک فروشنده است، ندارم. همه چيز خوبه به هر حال ما به اندازه کافی پیچیده هستیم که بتوانیم آن را بدست آوریم.
با این حال من فکر می کنم ما باید از دیدن همه منبع باز به عنوان یکسان دست برداریم. ما باید شروع به تمایز بین منبع باز که هدف بالاتری برای بهبود زندگی همه، بازپرداخت یا ایجاد جوامع دارد، از نوع منبع باز که صرفاً برای استفاده به عنوان یک ابزار بازاریابی است، تمایز
کنیم.همه منبع باز به طور یکسان ایجاد نمی شوند. من حتی پیشنهاد می کنم آنها را با نام های مختلف صدا بزنم. ما می توانیم به سادگی از آنها به عنوان Open Source و Open Trial نام ببریم تا مطمئن شویم هیچ ارزشی به یکی از آنها متصل نیست یا معنای منفی ندارد. فقط برچسب زدن را روشن کنید.
منبع باز چیزی است که توسط جامعه ای از افراد ساخته، اداره می شود و اداره می شود که هیچ فروشنده واحدی از پروژه حمایت نمی کند. Open Trial پروژهای است که تقریباً تمام مشارکتکنندگان آن در حقوق و دستمزد یک شرکت واحد است، که در آن فروشنده حامی مالی با فروش پشتیبانی (بخوانید: جبران خسارت برای مستندات بد) یا نسخه «سازمانی» (بخوانید: قابل استفاده) نرمافزار درآمد کسب
میکند.اما چرا باید برایم مهم باشد که چه نامیده می شود؟ واقعیت این است که وقتی به اطراف نگاه می کنید، دیگر هیچ استارتاپ جدیدی چک های اوراکل یا EMC را قطع نمی کند. فیسبوک بر روی MySQL و PHP اجرا می شود، نه اوراکل و ASP (یا هر چارچوب توسعه وب منبع بسته که هنوز وجود دارد)، و این آینده ای روشن برای این شرکت های غول پیکر صنعت ما ایجاد نمی کند
.تصمیمات در مورد ابزارهای اساسی مورد استفاده در یک پشته توسط توسعه دهندگان در روزهای اولیه تکامل یک شرکت گرفته می شود و اکثر آنها با این انتخابها گیر افتاده اند - چه خوب یا بد. این خبر خوبی برای ما توسعه دهندگان نرم افزار است. ما باید تصمیمات خود را صرفاً بر اساس شایستگی فنی اتخاذ کنیم. سوالی که می خواهم بپرسم این است که آیا ما مجهز به تصمیم گیری صحیح کسب و کار در هنگام انتخاب ابزارها هستیم؟ دانستن اینکه هنگام استفاده از منبع باز با چه چیزی روبرو هستیم، پاسخ دادن به این سوال را آسان تر می کند.
اهمیت چگونگی پاسخ دادن به این سوال وقتی فکر می کنید که چگونه یک پروژه متن باز اداره می شود، واضح تر می شود؟ چگونه IP را در محصول و جامعه خود ایجاد، نگهداری و توزیع می کند؟ از چه اهرمی هایی برای انتقال شما از نسخه اجتماعی به نسخه سازمانی استفاده می کند؟ فراخوانی آنها به خاطر آنچه هستند (نسخه آزمایشی باز یا منبع باز) کار را آسان تر می کند.
یک پروژه متن باز در مورد جامعه است. من خوشحالم که از آن استفاده می کنم، آن را تعمیر می کنم، در آن کمک می کنم و از باز بودن آن بهره مند می شوم. از طرف دیگر، رویکرد من نسبت به یک پروژه آزمایشی باز متفاوت خواهد بود. اگر IP اصلی بسته نگه داشته شود و هزینه آن پرداخت شود، مشارکت من در پروژه ذینفعان مختلفی خواهد داشت و بنابراین ممکن است بر تصمیمات من تأثیر بگذارد.
همچنین در مورد درک اینکه پروژه به کجا می رود (یعنی نقشه راه آن) نیز صدق می کند. پروژه های منبع باز در اکثر موارد دارای نهادهای حاکم شفاف هستند. یک پروژه آزمایشی باز معمولاً کاملاً متفاوت است: تصمیمات تجاری آینده آن را تعیین می کند. گاهی اوقات این تصمیمات پشت تظاهر به شفافیت و نهادهای حاکم چند فروشنده گرفته می شود، اما واقعیت اغلب بسیار متفاوت است. مرا اشتباه درک نکنید، هیچ مشکلی در این هم وجود ندارد. همانطور که گفتم، همه چیز در مورد دانستن امتیاز است تا بتوانیم تصمیمات آگاهانه تری اتخاذ کنیم.
خطری در ارائه غلط دادگاه باز به عنوان منبع باز وجود دارد. من معتقدم که این می تواند منجر به تصمیمات تجاری بد توسط مصرف کننده (توسعه دهندگان) شود که در دراز مدت نه تنها به توسعه دهندگان بلکه به خود فروشندگان آسیب می رساند.
«محصول ما منبع باز است» اغلب توسط فروشندگان که به دنبال ایجاد احساسات مثبت هستند مورد سوء استفاده قرار می گیرد. بهره برداری از منبع باز به دلایل تجاری بدون ارائه افشای کامل، شفافیت و درک کامل توسط مخاطبان مورد نظر، این پتانسیل را دارد که در منفی پوشیده شود. بنابراین بیایید فقط یک دسته بگوییم و به پیشرفت مکالمه کمک کنیم
.