من یک ماشین هوشمند دارم. فقط از نظر نام هوشمند است، به ویژه «سیستم چندرسانه ای» که همراه آن است.
هر روز صبح وقتی سوار ماشین می شوم و آن را روشن می کنم، سیستم چند رسانه ای روشن می شود و رادیو را پخش می کند. من زیاد به رادیو گوش نمی دهم اما ماشین هوشمند من احتمالاً فکر می کند که برای تحریک ذهنی و انسجام فرهنگی من مفید است. من با ماشین مخالف هستم و می خواهم در آیفون خود که از طریق بلوتوث متصل شده است به Spotify گوش دهم. بنابراین منتظر هستم تا سیستم چند رسانه ای به تلفن من متصل شود. این کار حدود 20 تا 30 ثانیه طول می کشد.
پس از اتصال، من به منو می روم، رسانه را انتخاب می کنم، سپس بلوتوث. ماشین من هر صفحه را با یک انتقال بصری روان نشان می دهد که انگار توسط یک کارگردان فیلم رقص رقص می شود: هر صفحه محو می شود و صفحه بعدی از پشت به داخل می چرخد در حالی که با رنگ های نارنجی روشن محو می شود. زیبا 3 ثانیه طول می کشد تا هر صفحه این انتقال را اجرا کند.
بنابراین اکنون 40 ثانیه بعد من 3 صفحه از منوها را برای رسیدن به بلوتوث مرور کرده ام. هنگامی که بلوتوث را فشار می دهم، سیستم چند رسانه ای شروع به پخش همان آهنگ از iTunes من می کند: آهنگی که هر بار بدون استثنا با حرف A شروع می شود. من هرگز به iTunes (یا Apple Music یا هر چیزی که اکنون به آن می گویند) گوش نمی دهم. من به اسپاتیفای گوش میدهم و قبل از رفتن برای سوار شدن به ماشینم تازه در خانه به Spotify گوش داده بودم، بنابراین انتظار دارم که این کار ادامه یابد. اما ماشین هوشمند من فکر می کند Apple Music برای من بهتر است.
بنابراین ما دوباره مخالف هستیم، من اولین آهنگ را در تلفن خود متوقف می کنم، Spotify را باز می کنم و لیست پخش مورد علاقه خود را پخش می کنم. خب، نه خيلي سريع
از زمان اتصال به گوشی من، سیستم چندرسانه ای من تصمیم گرفت که می خواهد ابتدا تمام مخاطبین تلفن من را دانلود کند و از آنجا که قدرت پردازنده یک ماشین حساب در دهه 80 دارد، این کار حداقل چند دقیقه طول می کشد و در طی آن همه چیز در سیستم چند رسانه ای کاهش می یابد. این امر با ایجاد هشدارهایی مبنی بر اینکه «مخاطبین دانلود شده» یا «198 حادثه ترافیکی دریافت شده» دارد، حتی بیشتر کند می شود. چرا باید مخاطبین خود را روی ماشینم داشته باشم و چرا باید بدانم که صبح آن صبح 198 حادثه ترافیکی در شهر رخ داده است، اما سیستم چندرسانه ای من فکر می کند این یک اطلاعات مفید است. شاید قرار است یک روند در تعداد حوادث ترافیکی در شهر را مشاهده کنم. من صبورانه منتظر هستم تا تکنولوژی به شیوه خودش مفید باشد
.بنابراین اکنون، حدود 2 دقیقه پس از سوار شدن به ماشینم، آماده هستم که به موسیقی مورد علاقه ام گوش دهم و به سمت محل کار بروم. این رقص روزانه من با یک محصول بد است.
سیستم چندرسانه ای خودرو من همچنین به جای پیکان در ناوبری GPS از یک نماد خودرو استفاده می کند. بهتر از همه، به من اجازه می دهد رنگ این آیکون ماشین را تغییر دهم. من حدود 42 آیکون مختلف از اتومبیل های هوشمند با مدل ها و رنگ های مختلف را انتخاب می کنم. البته من هرگز آن را تغییر نمی دهم، اما فرزندانم این ویژگی را دوست دارند. اولین کاری که آنها هنگام حضور در ماشین انجام می دهند این است که رنگ آیکون ماشین را برای روز انتخاب کنند. ویژگی برایم اهمیتی ندارد. بی فایده بودن آن و جذابیت آن برای کودکان 10 ساله که به وضوح کاربران اصلی سیستم ناوبری رانندگی نیستند، حیرت انگیز است، اما هی، چه ضرری دارد؟
به عنوان فردی که مسئول یک محصول است، من شیفته سیستم چند رسانه ای اتومبیل ام هستم. تیم طراحی چه چیزی باعث شد تا تصمیم بگیرند که باید 42 اتومبیل برای انتخاب در یک سیستم ناوبری GPS داشته باشند، در حالی که تقریباً هر موبایل روی کره زمین از فلش استفاده می کند و کاملاً خوب است؟ یا چرا دانلود تمام مخاطبین تلفن همراه من به ماشین مورد نیاز است (برای دستورات صوتی فکر می کنم یکی دیگر از ویژگی های بی فایده ای وقتی تلفن هوشمند دارید) و چرا این چیزی است که باید بلافاصله پس از اتصال اتفاق بیفتد، زمانی که اکثر مردم باید قبل از رانندگی با رابط کاربری ارتباط برقرار کنند؟
آیا آنها هرگز اتومبیل خود را رانندگی می کنند یا فقط دوست دارند هر روز صبح به رادیو گوش دهند؟ زیرا هیچ راه دیگری وجود ندارد که متوجه مسئله این رقص روزانه تکنولوژی نشود.
به عنوان مشتری و کاربر این سیستم چندرسانه ای، من از پیچیدگی رابط کاربری به اندازه ناراحتی روزانه که هر روز با آن روبرو می شوم، اذیت نمی شوم، هرچند جزئی باشد. ناراحتی هایی مانند این باعث ناامیدی می شود در حالی که قابلیت تنظیم آیکون ناوبری GPS بسیار احمقانه است.
بسیاری از استارت آپ های محصول ارزش مینیمالیسم و «کمتر انجام دادن» را می دانند. آنها روی انجام کارهای کمتری تمرکز می کنند و آنها را به خوبی انجام می دهند. درخواست یک ویژگی جدید از بسیاری از آنها به احتمال زیاد پاسخ «نه» دریافت می کند و به همه دلایل مناسب. با این حال، من فکر می کنم که خروج مشتری ناشی از ویژگی های احمقانه یا ناخواسته نیست. حتی امکانات از دست رفته حتی یک عامل مهم در کاهش مشتری نیستند: این ناراحتی های روزمره هستند که بیشترین سهم را به کاهش می دهند
.به عنوان یک طراح محصول، شما باید بتوانید محصول خود را با یک جفت چشم تازه ببینید و اغلب و به طور منظم ببینید. شما باید اولین و اولین کاربر محصول خود باشید و متوجه شوید که چگونه ناراحتی های ناشی از طراحی بد یا کیفیت پایین محصول خود را بدون عادت یا نابینا به آن برطرف می کنید
.اگر کسانی که سیستم چند رسانه ای خودرو من را طراحی کردند، خودشان هر روز از آن استفاده می کردند، من نمی خواستم CarPlay را در ماشین بعدی خود جستجو کنم. من نمی خواهم ماشین بخرم چون اسمارت می گویند. من ماشینی به نام Dumb می خرم تا زمانی که طراحان آن باهوش باشند.
این پست برای اولین بار در اینجا منتشر شد