هیچ رازی نیست که این بچه ها عاشق اتومبیل هستند و یک یا دو چیز در مورد رانندگی آنها می دانند. کلارکسون، هاموند و می خوش شانس، ثروتمند و تأثیرگذار هستند زیرا آنها «تاپ گیر» را به یک برنامه تلویزیونی فوق العاده موفق در مورد اتومبیل تبدیل کرده اند. شرکتهای خودروسازی برای بررسی جدیدترین سوپراتومبیلهایشان جایگاهی در برنامه به دست آورند و تفسیر ارائه شده توسط این برنامه تأثیر زیادی بر تصمیم جدی خریداران خودرو دارد.
با تماشای یک قسمت از «تاپ گیر»، نمی توانید جز اینکه علاقه ارائه دهندگان نسبت به اتومبیل ها را احساس کنید و تخصص آنها را در این زمینه تحسین کنید. من فکر می کنم اشتیاق و تخصص بخشی جدایی ناپذیر از نفوذ جهانی و موفقیت «تاپ گیر» و احترامی است که به درستی شایسته آن است.
حالا بیایید یک نمایشگاه اتومبیل را تصور کنیم که در آن مجریان نمی دانند چگونه ماشین رانندگی کنند، گواهینامه رانندگی ندارند و هرگز در زندگی خود ماشین نداشته اند. دشوار است ببینیم که چگونه چنین برنامه ای موفق، تأثیرگذار خواهد بود یا چیز بزرگ بعدی را در صنعت خودرو پیش بینی می کند.
واقعیت غم انگیز روزنامهنگاری نرمافزاری این است که تعداد روزنامهنگارانی که دربارهٔ کسب و کار نرمافزاری مینویسند که میتوانند در زندگی خود کد نویسی کنند یا یک خط کد نوشتهاند کمتر از تعداد انگشتان دست چپ شماست.
به عنوان فردی که بیش از 20 سال است که نرم افزار را توسعه داده و در مورد نرم افزار مطالعه کرده است، هنوز نمی توانم درک کنم که چگونه یک ستون نویس نرم افزار می تواند در مورد موفقیت و شکست یک محصول بدون داشتن مجموعه مهارت لازم برای امتحان آن قبل از ایجاد نظر خود در مورد موضوع، اظهار نظر کند. نوشتههای جوئل اسپولسکی، توسعه دهنده و خالق Stack Overflow و Trello را بخوانید و آن را با تفسیرهایی که در مورد Docker یا رایانش ابری در رسانههای فناوری خواندهاید مقایسه کنید و تفاوت مشخص
میشود.نمونه هایی از رسانه های فناوری از این روند غافل شده و تلاش برای پرش در واگن پس از پیچ خوردن اسب بسیار زیاد است که نمی توان شمارش کرد. Github، Docker و AWS همگی نمونه هایی از شرکت هایی هستند که استفاده از برخی از تکنولوژی های موجود را توسط توسعه دهندگان آسان کرده اند و هیچ راهی برای افراد غیر توسعه دهنده وجود نداشت تا بفهمند چگونه ارزش افزوده و چرا موفق خواهند شد. برای شخصی که از کانتینرهای لینوکس استفاده نکرده است، غیرممکن است پیش بینی کند که Docker بزرگ خواهد شد
.**** جالب است ببینیم که پل گراهام چگونه می نویسد که چگونه باید یک شرکت موفق بسازید: او اصرار دارد چیزی برای خودتان بسازید. به عنوان توسعه دهندگان نرم افزار، ما به طور طبیعی قصد داریم چیزی را بسازیم که به عنوان توسعه دهندگان نرم افزار از آن استفاده می کنیم. اولین کاربران بودن ما را قادر می سازد تا ابزارهای عالی بسازیم و هر روز آنها را بهبود بخشیم. این داستان اسلک است.
اسلک توسط توسعهدهندگان نرمافزار ساخته شد تا در تیمهای توسعهدهندهٔ نرمافزار مورد استفاده قرار گیرد. این همان چیزی است که استفاده از آن را برای همه بسیار عالی می کند. اول و مهمتر از همه، این تجربه است که آن را عالی کرده است. به عنوان یک تیم توسعه نرم افزار، ما نمی توانستیم صبر کنیم تا دعوت نامه Slack دریافت کنیم تا بتوانیم شروع به استفاده از آن کنیم. دو سال بعد، بسیاری از دوستان غیر توسعه دهنده من هنوز Slack را دریافت نمی کنند. چگونه می توانم انتظار داشته باشم که آنها قبل از اینکه خبر قدیمی باشد شاهد آن باشند اگر کاربران محصول نیستند؟
منبع باز در شرکت ها اهمیت بیشتری پیدا می کند و شرکت های بزرگ تلاش می کنند تا توسعه دهندگان را به جای میز برای نسل بعدی شرکت های بزرگ اختصاص دهند. اما روزنامهنگاران فناوری هنوز الگوهای خسته ای را در مورد «چیز بزرگ بعدی» دنبال می کنند - مقدار پول جمع آوری شده توسط شرکت یا حرکات بزرگترین بازیگران بازار - به جای اینکه بفهمند چه چیزی باعث موفقیت یک محصول در فضای توسعه دهنده می شود.
بگذارید در این باره صریح بگویم: من هیچ مخالف خبرنگاران فناوری ندارم. با این حال، من فکر می کنم ما به عنوان یک جامعه از تفسیر آگاهانه در مورد روند صنعت خود بهره مند خواهیم شد. تفسیری که توسط دانش، تجربه و اشتیاق در مورد فناوری به طور کلی و نرم افزار به طور خاص سوزانده می شود. به هر حال، اگر نرمافزار دنیا را میخورد، ما توسعهدهندگان این جهان باید در نوشتن در مورد کارهایی که انجام میدهیم، از کجا نرمافزار میگیریم و اینکه دنیا از ثمرههای کار ما چه انتظاری دارد، بهتر شویم.
به همین دلیل پیشنهاد نوشتن برای InfoWorld را پذیرفتم: من یک توسعه دهنده هستم. کار من در حال خوردن جهان است و من بهترین موقعیت برای گفتن در مورد آن به شما هستم. بيا حرف بزنيم
این پست در ابتدا در اینجا منتشر شد